درس هلمز

درس هلمز

چکیده :

نتیجه گیری جالب شرلوک هلمز

به اشتراک بگذارید

print
چاپ صفحه
send-to-friend
ارسال به دوست
wish
افزودن به لیست علاقه مندی

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

شرلوک هلمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند.

 

نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: «نگاهی به آن بالا بینداز و بگو چه می بینی؟»

 

واتسون گفت: «میلیون ها ستاره!»

 

هولمز گفت: «چه نتیجه ای می گیری؟»

 

واتسون گفت:

از لحاظ روحانی نتیجه می گیریم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

 از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد.

از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیریم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید سه نیمه شب باشد.

 

شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: «واتسون تو احمقی بیش نیستی؛ نتیجه اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند!»

 

اما نتیجه اخلاقی این حکایت این است که در زندگی همه ما گاهی اوقات، بهترین و ساده ترین جواب و راه حل وجود دارد ولی آن قدر به دور دست ها نگاه می کنیم یا سعی می کنیم پیچیده فکر کنیم که آن جواب ساده را نمی بینیم.

 

نظرات كاربران

نظرات خود را با ما در میان بگذارید

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

اطلاع از جدیدترین مطالب سایت

اگر میخواهید آخرین پیشنهادات ما را در ایمیل شخصی خود دریافت کنید، ایمیل خود را وارد نمایید.

logo-samandehi